سپیدپوش

دست نوشته های من در عبور زمان در مسیر شناختن ...

۶ مطلب با موضوع «برای دبیرستانی ها» ثبت شده است

من یک intjهستم

شده فیلمی ببینید و بعد با خودتان بگویید : وای ! فلان شخصیت چقدر شبیه منه ؟

یا حتی در دنیای واقعی ادم های پیدا شوند که مثل شما فکر کنند ، تصمیم بگیرند ، و...

پست از چگونه شخصیتی رنج میبرم ؟ در وبلاگ لایت هوس را دیدم و به نظرم جالب امد و تصمیم گرفتم من هم یک پست درباره اش بنویسیم .

ازمون MBTI یا ازمون شخصیتمایرز- بریگز را سه -چهارسال پیش دادم.نتیجه اش جالب بود . گسترش‌دهندگان اول روش شناخت شخصیت، کاترین کوک بریگز و دخترش، ایزابل بریگز مایرز بودند که کارهای یونگ را بطور گسترده مطالعه کردند و این آزمون را طراحی کردند. آن‌ها این آزمون را ابتدا در طی جنگ جهانی دوم بدین منظور طراحی کردند تا بتوانند مناسب‌ترین شغل را برای زنانی که در صنعت نظامی کار می‌کردند پیدا کنند. سؤال‌های ابتدایی گسترش یافتند تا اینکه در سال ۱۹۶۲ با عنوان آزمون شخصیت مایرز-بریگز منتشر شدند.(+)


تیپ شخصیتی من :INTJ|برنامه ریز |درون گرا، شهودی، منطقی ، قضاوتی

شرح خصوصیات تیپ شخصیتی INTJ

INTJها در دنیایی از ایده‌ها و برنامه‌های استراتژیک زندگی می‌کنند و برای مفاهیمی چون هوش، دانش، صلاحیت و شایستگی اهمیت فراوانی قائل هستند. آن‌ها برای خود استانداردهای سطح بالایی تعریف می‌کنند و همواره با تلاشی طاقت‌فرسا برای دستیابی به سطوح بالا کوشش می‌کنند. علاوه بر این آن‌ها از دیگران نیز انتظاراتی مشابه دارند.

آن‌ها افرادی به غایت فهیم و با بینش فراوان هستند که ایده‌های جدید را به سرعت درک می‌کنند. با این حال علاقه اصلی آن‌ها تنها به فهم و درک ایده‌ها و مفاهیم جدید محدود نمی‌شود، بلکه آن‌ها تلاش می‌کنند تا مفهوم جدیدی را که آموخته‌اند به نحوی منطقی و سیستماتیک پردازش و تحلیل کرده و آن را به شیوه‌ای کارآمد عملیاتی کنند.

بر خلاف INTPها آن‌ها تنها به تحلیل ایده‌ها و تلاش برای فهم کامل مفاهیم بسنده نمی‌کنند، بلکه باید در مورد آن ایده‌ها به نتیجه‌ای ملموس دست یابند. فرایند تحلیل برای آن‌ها باید شامل یک خروجی واقعی باشد. تمایل آن‌ها به سازمان‌دهی، تصمیم‌گیری و بستن پرونده‌ موضوعات (J) آن‌ها را وادار می‌سازد تا اقداماتی را نیز در راستای عملی کردن ایده‌ها به کار بندند.

ترکیب بینش ذاتی آن‌ها با نیاز و تمایل شدیدشان به نظم، سازمان و سیستم از آن‌ها دانشمندانی فهیم و خلاق می‌سازد.

یک دانشمند با تیپ شخصیتی INTJ با به کار بستن راهکارهای تازه و قابل استفاده برای عموم، موهبتی ارزشمند برای جامعه خود به شمار می‌آید. تصاویر ذهنی، انتزاعی و مفاهیم درون ذهن INTJها گاه به‌قدری پیچیده و سنگین است که توضیح و بیان کامل آن‌ها به دیگران برایشان دشوار می‌نماید.

چنین ایده‌ها و مفاهیمی به قدری ناب و تنها مختص ذهن خلاق INTJ است که گاهی ترجمه این مفاهیم به زبانی همه فهم و قابل درک برای اطرافیان امکان‌پذیر نیست. اما این برای INTJ پایان راه نیست بلکه او مشتاق است بجای آنکه مستقیماً از نظریات خود برای دیگران حرف بزند، آن‌ها را به شکل سیستم یا طرحی قابل اجرا درآورد که به راحتی قابل توضیح باشد.

از این رو INTJها معمولاً ارزشمندی تعامل مستقیم را نادیده می‌گیرند و به همین دلیل اغلب توضیح دادن عقاید زمخت و سنگینشان به دیگران برای آن‌ها دشوار می‌شود. اما با این حال ارزش و اعتباری که برای دانش و هوش قائل هستند برای آن‌ها انگیزه‌ای می‌شود تا نظریات خود را حداقل برای افرادی که لیاقت شنیدن توضیحات آن‌ها را داشته باشند، تشریح کنند.

افراد با تیپ INTJ رهبرانی ذاتی هستند، با این حال آن‌ها ترجیح می‌دهند در پشت صحنه کار کنند و تنها هنگامی که حقیقتاً نیاز است وارد صحنه شده و کنترل اوضاع را در دست می‌گیرند، حضور آن‌ها در چنین عرصه‌هایی بسیار کارآمد است زیرا آن‌ها قادرند به خوبی و کاملاً بی طرفانه حقیقت را دریابند و قسمت‌هایی که فاقد عملکرد مناسبی هستند را شناسایی نموده و تغییر دهند.

علاوه بر این آن‌ها استراتژیست هایی در سطح کلان هستند که همواره در حال تحت نظر گرفتن و مقایسه ایده‌ها، مفاهیم و امکانات موجود از زوایای مختلف هستند تا قادر باشند هرگونه رخداد احتمالی و قابل تصور را از قبل پیش‌بینی کنند و برنامه‌ای برای آن بریزند.

اشخاص با تیپ INTJ زمان زیادی را به اندیشیدن در تنهایی می‌گذرانند و علاقه اندکی به تفکرات و احساسات سایرین نشان می‌دهند. در صورتی که جنبه‌های احساسی آن‌ها به اندازه کافی رشد نکرده باشد آن‌ها در برقراری ارتباط صمیمانه با دیگران دچار مشکل شده و نمی‌توانند در برخورد با افراد احساسات و صمیمیت لازم را دخیل کنند. در صورتی که جنبه حسی (S) آن‌ها رشد نیافته باشد از توجه به جزئیاتی که برای پیشبرد اهدافشان نیز مهم است غافل می‌شوند.

آن‌ها در مواجهه با دنیا و مفاهیم درون آن به شیوه‌ای کاملاً سیستماتیک عمل می‌کنند، آن‌ها دوست دارند تصمیم بگیرند، قضاوت‌ها و نظرات خود را راجع به امور بیان کنند و هر پدیده‌ای را در یک سیستم منطقی و قابل فهم چارچوب‌بندی کنند.

در نتیجه آن‌ها به سرعت قضاوت‌های خود را در مورد موضوعات مختلف بیان می‌کنند. اکثر آن‌ها بینش و شهودی تکامل یافته دارند و بر این باورند که در مورد موضوعات مختلف حق با آن‌هاست.

به دلیل پیچیده بودن بینش‌هایشان و ناتوانی در بیان ایده‌های مستتر در ذهن خویش، اگر INTJها نتوانسته باشند مهارت توضیح بینش‌های درون ذهن خود را پرورش دهند دیگران در فهم ادراکات شهودی آن‌ها دچار مشکل خواهند شد و اغلب بین آن‌ها و دیگران سوءتفاهم به وجود خواهد آمد و در چنین مواردی INTJها به جای آنکه ضعف را در خود جستجو کرده و به ناتوانی‌شان در بیان و ابراز صحیح ایده‌ها معترف شوند، دیگران را به ناتوانی در فهم ایده‌های خود متهم می‌کنند.

چنین گرایشی در INTJها ممکن است باعث شود که آن‌ها نظرات دیگران را بدون بررسی و به سرعت رد کنند و این امر از آن‌ها افرادی خودخواه بسازد که تنها با اشخاص در حد و اندازه خودشان (از نظر هوش) ارتباط می‌گیرند و عوام در ذهن نخبه‌گرای آن‌ها جایگاهی نخواهند داشت.

افراد با تیپ شخصیتی INTJ اشخاصی بلند پرواز، جاه طلب، با اعتماد به نفس و متفکرانی آینده‌نگر، بابرنامه و با دید بلند‌مدت هستند. آن‌ها بیشتر اوقات جذب مشاغل و رشته‌های مهندسی و یا سایر فعالیت‌های علمی می‌شوند.

اگرچه تعدادی نیز دنیای تجارت و کسب‌وکار را بر می‌گزینند خصوصاً اگر شرایط برای سازماندهی و برنامه‌ریزی استراتژیک در چنین اموری برایشان فراهم باشد. آن‌ها از بی‌نظمی، به‌هم‌ریختگی، آشفتگی، ناکارآمدی و هرگونه عدم شفافیت در امور بیزارند. در عوض ارزش بسیاری برای وضوح، شفافیت و کارآمدی امور قائل هستند و در این راستا تلاش بسیاری را صرف تبدیل نمودن ایده‌های خود به واقعیت‌ می‌کنند.

ممکن است دیگران نتوانند به درستی INTJها را درک کنند، از نگاه دیگران آن‌ها افرادی گوشه‌گیر و کم‌حرف به نظر می‌آیند. INTJها افرادی خوددار هستند که احساسات و علاقه خود به دیگران را چندان ابراز نمی‌کنند و نیز تحسین و حمایت مثبتشان را چنان‌که باید بروز نمی‌دهند.

نشان ندادن علاقه و احترام و حس همدلی به دیگران هرگز به این معنی نیست که آن‌ها واقعاً به دیگران علاقه ندارند یا دیگران برایشان محترم نیستند بلکه تنها نیازی به ابراز این احساسات در خود نمی‌بینند.

دیگران ممکن است به غلط INTJها را افرادی خیره‌سر و لجوج در نظر بگیرند که هرگز حاضر به تغییر عادات و ایده‌های خود نیستند در حالی که برای آن‌ها هیچ چیز فراتر از حقیقت نیست، زیرا فرد INTJ خود را به یافتن بهترین و بی‌طرفانه‌ترین استراتژی برای عملی کردن نظریاتش متعهد می‌داند و همواره آماده شنیدن نظرات مختلف برای انجام دادن کارها است و از جایگزین کردن نظر و ایده دیگران با روش خود در صورت اثبات کارایی آن ابایی ندارد.

در شرایط شدید استرس زا، INTJها ممکن است به شکل وسواس گونه غرق کارهای تکراری و بیهوده مانند نوشیدن بیش از حد الکل شوند یا خود را درگیر جزئیاتی کنند که در حالت عادی کوچک‌ترین اهمیتی برایشان ندارد.

افراد با این تیپ شخصیتی باید به خاطر بسپارند که گاه احساسات خود را در حد نیاز به نمایش بگذارند و ابراز کنند تا درگیر برداشت‌های نادرست دیگران و سوءتفاهمات بی مورد نشوند. اگر آن‌ها نتوانسته باشند مهارت‌های ارتباطی خود را به خوبی رشد دهند در برخورد و تعامل با دیگران افرادی غیر اجتماعی و مردم‌گریز جلوه خواهند نمود.

INTJها توانایی و استعداد شگفت انگیزی در کسب دستاوردهای عظیم دارند، آن‌ها مهارت شگرفی در دیدن تصویر بزرگ‌تر دارند و مایل‌اند که ایده‌ها و مفاهیم درون ذهن خود را به شکلی سیستماتیک و ساختارمند عملی کنند.

مهارت آن‌ها در استدلال منطقی وسیله‌ای مناسب برای نیل به این هدف است. آن‌ها در مجموع افرادی شایسته و باکفایت هستند که در محقق نمودن اهداف تحصیلی و شغلی خود کوچک‌ترین مشکلی نخواهند داشت و می‌توانند در این زمینه‌ها به قله‌های بلند موفقیت صعود کنند.

در نهایت INTJهایی که صبر و شکیبایی در شنیدن نظرات مختلف را تمرین می‌کنند و نیز برای برقراری ارتباط بهتر و در میان گذاشتن بینش‌های خود به شکلی مناسب و کارآمد با دیگران تلاش می‌کنند، همه آن چیزی که برای رسیدن به یک زندگی پر دستاورد لازم است را خواهند داشت.

کارکرد اصلی تیپ شخصیتی INTJ شهود درون‌ریزی ‌شده است به این معنی که اطلاعات محیط اطراف را با در نظر گرفتن تصویر کلی دریافت می‌کنند. کارکرد کمکی آن‌ها نیز فکری برون‌ریزی ‌شده است که به کمک آن رویدادهای بیرونی را به‌صورت منطقی و عقلانی ارزیابی می‌کنند.

INTJها به کمک کارکرد اصلی‌شان (Ni) توجه خود را روی مشاهده و نظارت بر جهان خود متمرکز می‌کنند و این فرایند به INTJ در خلق ایده‌ها و احتمالات کمک می‌کند. ذهن آن‌ها همواره در حال جمع‌آوری اطلاعات و برقراری ارتباطی منطقی بین اطلاعات کسب شده می‌باشد.

خصوصیات شغلی تیپ شخصیتی INTJ

اگر تیپ شخصیتی شما INTJ است خصوصیات و ویژگی‌های کلی زیر می‌تواند در مورد شما صادق باشد:

  • قادر به درک مفاهیمِ پیچیده‌ی تئوریک هستید.
  • علاقه‌مند به ایجاد سیستم‌ها و ساختارهای منطقی بر اساس مفاهیمِ انتزاعی و نظری.
  • استراتژیست‌هایی استثنائی هستید.
  • تمرکزتان عمدتا معطوف به آینده است.
  • اغلب قادر به درک تصویر کلی و صورت عمومی مسائل و موضوعات هستید.
  • الهامات و پنداره‌های درونی قدرتمندی دارید و به آن‌ها پایبندید.
  • برای نقطه‌نظرات خود در مقابل دیگران اهمیت بیشتری قائل می‌شوید.
  • مشتاق سروکله زدن با مسائل و چالش‌های دشوار هستید.
  • انجام کارهای یکنواخت و روزانه برای شما خسته‌کننده است.
  • به دانش، معلومات و کارآمدی اهمیت بسیار زیادی می‌دهید.
  • تحمل کوچکترین ناکارآمدی، بی کفایتی و بی‌نظمی را ندارید.
  • افرادی خوددار و متین هستید که فاصله مشخصی را با دیگران حفظ می‌کنید.
  • خلاق، مبتکر، نوآور و کاردان هستید.
  • به‌خوبی قادرید در تنهایی و انزوا کار کنید.

مشاغل مناسب برای تیپ شخصیتی شما می‌تواند شامل موارد زیر باشد:

  • دانشمند، پژوهشگر
  • مهندس
  • معلم، استاد دانشگاه
  • پزشک
  • استراتژیست اهداف سازمانی
  • مدیریت کسب‌وکار (MBA)
  • رهبران نظامی
  • قاضی
  • وکیل مدافع
  • برنامه‌نویس رایانه، تحلیل‌گر سیستم


و اما بخش جذاب دیگر این تست شخصیت های معروفیست که هم تیپ شما اند . برای من :

 دکتر هاوس! انتظارش را داشتم . تمام مدتی که سریال هاوس را تماشا میکردم در دلم هاوس را با همه ی نقص های شخصیتی که داشت تحسین می کردم . مصداق عینی ِ دیوانه چو دیوانه ببیند خوشش اید ...

مریم میرزا خانی . جالب بود.این که با مریم میرزا خانی هم تیپ شخصیتی باشی هم لذت خودش را دارد .

از ایلان ماسک خوشم می اید . هنوز یکسال نمی شود که میشناسمش اما چندین سخنرانی اش را دانلود کردم و دیدم و از شنیدن خبر ایده های جدید و کارهایش هیجان زده می شوم .  زندگی نامه اش را همان موقع که با او اشنا شدم خواندم . جالبتر از ان بود که انتظارش را داشتم.

دامبلدور !WOW!  می دانستم بین شخصیت های هری پاتر از تصمیمات عاقلانه ی دامبلدور خوشم می اید اما انتظار این یکی را نداشتم .

تاج و تخت را ندیده ام .نظری ندارم .

حواسم باشد رشد یافته و سالم بشوم که کار به اینجاها نکشد ...


سایر INTJهای مشهور: فریدریش نیچه(فیلسوف)، ایزاک نیوتون(فیزیکدان)، کارل مارکس، آین رند، نیکولا تسلا(مخترع)، ایلان ماسک، مارک زاکربرگ، استفن هاوکینگ، جان نش(ریاضیدان)، پل کروگمن، جان مینارد کینز، ایزاک آسیموف، ژان پل سارتر، هگل، فرانسیس فورد کاپولا، آرنولد شوارتزنگر، راسل کرو


تست خیلی جالبیست . برای فهمیدن تیپ شخصیتتان کافیست در گوگل سرچ کنید : تست mbti

یا از این سایت استفاده کنید .

+این سایت هم تیپ شخصیتی افراد مشهور را دارد . اگر مثل من کنجکاو بودید که با چه کسانی هم تیپید می توانید اینجا را ببینید .

۱ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰
Cherry blossem

بولت ژورنال نجات دهنده ی قرن بیست و یک!- قسمت دوم

پست قبلی معرفی کلی بولت ژورنال بود . اگر ان را نخوانده اید اول اینجا کلیک کنید و بعد این پست را بخوانید .


به خاطر زیاد بودن تصاویر ، اون ها رو به صورت لینک گذاشتم . اگر دوست دارید تصویر هر صفحه رو ببینید روی به علاوه ها کلیلک کنید .ضمنا ، به علت کمبود وقت تصاویر عموما از گوگل عزیز پیدا شده.


  INDEX
صفحه اول بولت ژورنالم یک فهرست کلی گذاشتم .
(+)

CALENDER
یک تقویم از تمام سال توی دوصفحه ی بعد کشیدم .
(+)

BOOKS
همه ی کتاب هایی که در یک سال خوانده ام اینجا اضافه می کنم .
(+)

MOVIES

همه ی فیلم هایی که در سال دیدم اینجا می نویسم .
(+)

BIRTH DAYS
تاریخ تولد های خانواده و دوست و کسانی که لازم است بدانم اینجا مینویسم /
(+)

FUTURE LOG

اهداف یکساله ام را اینجا می نویسم .
(+)

از اینجا به بعد هر بخش بولت ژورنال برای یک ماه است .

صفحه ی اول ماه (+) من اهداف کلی ام را می نویسم .

صفحه دوم ماه(+) یک تقویم خیلی کوچولو به همراه کارها و اهداف و نکته هایی که لازم هست تا اخر این ماه انجام شوند رو می نویسم .

monthly spread ِ یا برنامه ریزی ماهانه :

صفحه ای که شما سی روز ماه رو درکنار هم میبینید و می تونید قرار ملاقات ها کلاس ها و کار هاتون رو اونجا یادداشت کنید تا در یک نگاه همشون رو در کنار هم ببینید .

میتویند یه بخشی کنارش بذارید که بعد از تموم شدن ماه کارهای تموم نشده تون رو اونجا یادداشت کنید و برای ماه بعد بزارید . اینکه بعدا نگاه کنید به کارهایی که تموم شده شمارو خوشحال میکنه و دیدن کارهای ناتموم محرک خوبیه که ماه بعد تنبلی نکنید . (+)



reading-tracker یا برنامه ریزی کتابخوانی :

این صفحه رو می تونید برای کتابهای درسی و غیر درسیتون درست کنید اگه لازم دارید . کتابهای رفرنس رو به چند بخش تقسیم کنید و با تموم شدن هر بخش خونه ی خالی جلوش رو پر کنید . برای کتابهای حجیم خوب جواب میده !(+)


lists با لیست ها :

لیست خرید ، لیست وسایلی که باید به سفر ببرید یا هرچیز دیگه ای رو میتونید اینجا یادداشت کنید .(+)



weekly-spread یا برنامه ریزی هفتگی . اینجا شما در دوصفحه یک هفته رو میبینید . برای هر روز فضای بیشتری دارید و کاملا جایی برای یادداشت جزییات هر روز دارید . ممکنه دو دسته ادم وجود داشته باشه . ادم هایی که قبل از انجام اون کار کارهاشون رو اینجا می نویسن که معمولا دانش اموز نیستند و دسته ای که دانش اموزن و میخوان ساعت مطالعه داشته باشن که اونها بعد از مطالعه اینجا یادداشت می کنن.

 اگر جز دسته ی اولید این کار رو هر شب برای فردا صبحش انجام بدید. معجزه ای توی نظم زندگیتون اتفاق میفته .(+)



habit-tracker یا عادتها :

 شماهم دلتون میخواد یه عادتهایی رو داشته باشید و هر روز انجامشون بدید ؟ هبیت ترکر دقیقا برای همین کاره . این یه تکنیکه که از نظر علمی هم ثابت شده . تمایل به پر کردن جاهای خالی در مغر انسان باعث میشه که شما اون کار مورد نظر رو انجام بدید و تاحدودی به تنبلیتون غلبه کنید .(+)(+)(+)(+)



sleep-tracker یا ساعت خواب :

 قبلا توی یکی از پست ها نرم افزار های سیکل خواب رو معرفی کرده بودم که این کار رو خودشون انجام میدن . اما اگه بخواید توی دفتر تون هم داشته باشیدش . این صفحه رو میتونید اضافه کنید .(+)(+)


صفحات دیگه ای هم هست که شما خودتون میتونید اضافه کنید وبستگی به زندگی شما داره . یه ورزشکار وزنش براش مهمه و غذاهایی که میخوره پس این صفحه رو ممکنه اضافه کنه . یه اشپز دنبال یه جا برای مکتوب کردن دستور پخته و ...

این به شما برمیگرده که چی از دفترتون میخواید . (+)



نکته ی اول : ویدیو های اموزشی ساخت و تزیین بولت ژورنال رو میتونید با یه سرچ کوچولو توی گوگل پیدا کنید . برای کسانی که به زیبایی اهمییت میدن . ولی اونقدر درگیر زیبایی نشید که اصلا موضوع یادتون بره .

نکته ی دوم: همینکه یه خودکار و کاغذ داشته باشید و از بالا تا پایین کارهاتون رو به ترتیب اولویت انجام بنویسید خودش یه مدل برنامه ریزیه . حتما قرار نیست که با رنگ و نقاشی و .. یه دفتر خیلی شیک داشته باشید ولی کسی انکار نمی کنه بولت ژورنال عاشقان نقاشی ادم رو به خودش جذب می کنه .

نکته سوم : قصد نقض حرفای بالامو ندارم ولی دفترتون جوری باشه که صبح که بلند میشید دلتون بخواد برین سمتش و نوش یادداشت کنین.

نکته ی چهارم : یه سایت ایرانی دقیقا با همین موضوع وجود داره که به شرح و تفصیل درباره ی بولت ژورنال و ساخت و .. حرف زده و پست های فوق العاده  خوبی گذاشته. اگه قصد داشتید خودتون بولت ژورنال بسازید میتونید از ایده های این سایت الهام بگیرید. اسم سایت نردیش می هست و چون یه بخشی برای فروش داره . لینکش رو نمیزارم که تبلیغ نباشه .

یه تجربه : دفترای نقطه نقطه برای ساختن بولت ژورنال خیلی بهتر و اسون ترن . (مثل این )من تا الان فقط نشر مثلث رو دیدم از این دفترا زده . اگه شما هم انتشارات دیگه ای میشناسین که از این دفترها تولید می کنه خوشحال میشم به منم بگین .



۱ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰
Cherry blossem

بولت ژورنال، نجات دهنده ی قرن بیست و یک! - قسمت اول

آدم برنامه ریزی هستید یا هر چه پیش امد خوش امد ؟

معمولا وقت ادم هرچه تنگ تر باشد بیشتر سمت برنامه ریزی می رود . برنامه ریزی وقتی وارد دبیرستان سمپاد شدم برای من معنی پیدا کرد. چهارده کتاب داشتم و چهارده معلم و هر کدام ساز خودشان را میزدند . دبیرستانمان تازه تاسیس بود و ما دومین ورودی بودیم و همه ی توقعات بالا بود .

اول دبیرستان که بودم یادم هست یک روز ساعت اول امتحان هندسه داشتیم ، معلم زیست هم کوتاه نیامده بود و ساعت دوم، سه فصل سنگین را امتحان گرفت . ساعت سوم امتحان شیمی داشتیم. هرکس ورقه  امتحان شیمی را تحویل می داد ،می امد طبقه ی پایین و با بچه های  کلاس(ب) امتحان جغرافیا می داد . ساعت اخر هم امتحان مطالعات دادیم . بچه هایی که کلاس زبان خارج از مدرسه داشتند باید بلافاصله بعد از مدرسه می رفتند کلاس و مظلوم ترین موجود این داستان کسی بود که علاوه بر همه ی این ها فردا ازمون قلمچی داشت و شنبه هم ازمون پیشرفت تحصیلی . 7 امتحان سنگین در سه روز (!)ظلمی بود علیه بشریت .ان روز دانش اموزی میدیدی که از طبقه ی بالا اشک می ریخت و وارد کلاس بعد میشد برای امتحان بعد . دانش اموز دیگری که سعی میکرد وجه اش را حفظ کند و بی خیال نمره های ناجوانمردانه ای که قرار بود بیایند امتحانات را بی سر و صدا تمام کند و برود و ...

ولی هرچه بود درس عبرتی شد که برنامه ریزی را یاد بگیریم . برای کلاس لیستی درست کردیم که با مهر شخص مدیر(نشان میتی کومان!) هیچ معلمی حق امتحان گذاشتن در روزی که معلم دیگر گذاشته بود نداشت . قانون برای ماه اول و دوم خوب بود اما بعد رها شد ولی تا اخرین سال تحصیلی مان، بیشتر از دو امتحان و چند کوییز دو سه سوالی  چیز بیشتری نداشتین .

دفتر برنامه ریزی انجا معنی پیدا کرد . دفتر قلمچی برای یک دانش اموز بد نبود . دوسه سالی با ان سر کردم . سال اخر که از چیدمان دفتر تایپ شده قلمچی خسته شده بودم خودم در سالنامه ام کارهای مورد نظر و ساعت مطالعه و تست و فصل های خوانده و نخوانده ام را یادداشت میکردم . بعد از دبیرستان ، شرطی شده بودم . نیاز به سامان کارهایم بازهم من را سمت دفتربرنامه ریزی با ورژن غیر تحصیلی می کشاند .

پلنر های رنگی رنگی (+) بد نبودند . یک پلنر از انتشارات حوض نقره هم داشتم که اتفاقی خریده بودمش . پاپکو را ندیده ام .(+)ساده بود و تمیز. ولی دنبال چیز خاصی تری میگشتم .خودم توی دفتری خیلی ساده با یک خودکار ستون های لازم و کادر های لازمم را کشیدم و مدتی با ان سر کردم . بعدها فهمیدم ، بولت ژورنال اسم باکلاس چیزیست که ساخته ام . اگر وقتم باز باشد و حال حوصله داشته باشم ، دفترهای بولت ژورنالم میشود چیزی شبیه زیر :


( عکس از صفحات مربوط به دی ماه )

اگر نه ، به همان خودکار و دفتر خالی و کادرهای دستی قناعت میکنم . چون هدف بولت ژورنال مدیریت وقت است نه وقت کشی !

بولت ژورنال گزارش زنده ی زندگی شماست که به شما خط میدهد و زندگیتان را منظم می کند . اگر جایی از وجودتان حس می کند نیاز به نظم بیشتری دارید بولت ژورنال را (چه به صورت دستی چه اماده) امتحان کنید .

در پست دوم مربوط به بولت ژورنال، درباره ی پر کردن هر کدام از این صفحات می نویسم .

ویدیو های اموزشی خوبی برای ساخت بولت ژورنال در گوگل پیدا می شود. کافیست سرچ کنید : بولت ژورنال

ّتصویر بقیه صفحات : (+)(+)(+)



۲ نظر موافقین ۳ مخالفین ۰
Cherry blossem

داوطلبین عزیز...



داوطلبین عزیز با نام و یاد خداوند متعال شروع کنید ...

این جمله مشترکی است که در یک روز خاص سال راس ساعت 8 صبح در تمام حوزه های کنکور ایران هر سال گفته می شود .
این مستند نه چندان بلند داستان داوطلبی است که کنکور داده و رتبه ی دلخواهش را نیاورده .نمیخواهد به دانشگاه برود اما خانواده اش اصرار دارند که انتخاب رشته کنند ...


این پدیده چیز تازه ای در سمپاد ما نبود . اتفاقا از همان سال اول دبیرستان هم شروع شد . توی کلاسمان چند نفر هنرمند عالی داشتیم که مجبور شدند تجربی بشینند . یکی عاشق سینما یکی عاشق نقاشی یکی عکاسی ...
ازبین سال بالایی هایمان هم میشد این مدل ادم ها را پیدا کرد . یکی عاشق گریمور شدن و گرافیک بود شب با رویای اینکه چطور هنرش را روی کفش هایش پیاده کند می خوابید و صبح در دفتر مدیر توبیخ میشد که ورقه ی امتحان زیست جای طرح کشیدن نیست. یکی دیگر شان عشق پرواز بود .اول و اخرش می گفت خلبانی. مدرسه مان رشته ی ریاضی نداشت اگر هم داشت یکصدا می گفتند : فقظ و فقط تجربی !
از بین همکلاسی هایمان تک و توک با جرئت پیدا شد که بروند پی علاقه شان حتی اگر به این قیمت باشد که دیگر اتیکت سمپادی را نداشته باشند . یکی از بچه ها برای رشته ی ریاضی رفت مدرسه ی دیگر و یکی هم رفت و برگشت و باز رفت .
این داستان همان جا تمام نشد .انتخاب رشته در ابعادی کمی بزرگتر نیز همان بود . دوستی دنبال هنر در بین کد رشته های دفترچه انتخاب رشته ی تجربی می گشت و هزاران چیز دیگر شبیه این .



# ارزش گذاری غلط و نامتعادل شغل ها و بولد کردن قسمت های خوب و خوش هر شغل باعث شده که خانواده ها هرکاری برای رسیدن به مدینه ی فاضله ای که در ذهن خودشون و بچه هاشون ساختن بکنن .

# این مستند رو از اینجا میتونید دانلود کنید .

# مافیای کنکور و سیستم اموزش ضعیف داستان تازه ای نیست ولی صحبت های اقای حسینی تا حدودی تامل برانگیزه .

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
Cherry blossem

چطور رتبه ی 72 کنکور شدم ؟(راهکارهای یادگیری انگلیسی به شرح و تفصیل)



1
خیلی وقت پیش ها مطلبی میخواندم درباره ی کشورچین و مردمش که پیش از تولد نوزاد برایش یک ایمل و یک حساب و یک اتاق اماده می کنند چون معتقدند بچه ها به ان ها نیاز دارند . در کره جنوبی هم مرسوم است که بچه ها یک ورزش (عموما تکواندو)و یک ساز (فک میکنم غالبا ویالون )و یک زبان غیر از زبان خودشان از کودکی یاد بگیرند . در ایران پیش از این که بچه ها به دنیا بیایند مادر و پدر هایی که دستشان به دهانشان میرسد و ادعای فرهنگشان میشود برنامه ی کلاس های متفرقه و غیر متفرقه را از همان روزی که بچه چشمش را باز می کند می ریزند. کلاس زبان پای ثابت و همیشگی این برنامه هاست.

2
از خودم که شروع کنم درکمال تعجب برخلاف فارسی اصلا یادم نمی اید کی حروف الفبای انگلیسی را یاد گرفتم. البته خاطره های محوی از زبانسرای طبقه ی دوم ساختمانی که خیلی وقت است تخریب شده و به جایش مجتمع ساخته اند دارم اما فقط انیمیشن دیو و دلبر و کتابهای سو و بنی (TED TALK) و خانم منشی مهربان موسسه را یاد دارم و دیگر هیچ!
تمام دوران دبستان زبانسرا می رفتم چون ثبت نامم می کردند. نه این که بدم بیاید فقط انگیزه ی خاصی نداشتم . البته بدم نمی امد کارتون وانیمیشن و کتابهای خارجکی بخوانم .خیلی خیلی دوست داشتم که بتوانم به زبانی حرف بزنم که بقیه بچه ها نمی توانند ولی هر بار که اول ترم با این فکر و خیال ها روی صندلی کلاس می نشستم بین انبوه زبان اموزان سن بالا و اغلب مسن و گاها دبیرستانی،منِ قد کوتاه ریزه میزه گم میشدم . تا احوال پرسی و روخوانی و ریدینگ و لیسنینگ را خوب می فهمیدم و همه چیز به صلح و صفا می گذشت اما به گرامر که می رسید انگار معلم زبانش را از انگلیسی به چینی سوییچ میکرد.
اولش کمی به تابلو خیره میشدم . بعد که هرچه بیشتر توضیح میداد کمتر میفهمیدم شروع می کردم به وول خوردن روی صندلی .اخر سر هم هرچه روی تابلو بود مثل انکه از روی یک نقاشی کپی کنی توی دفترم کپی میکردم و برمیگشتم خانه.
یک بارفک میکنم اول یا دوم دبستان بودم و همه ی هم کلاسی هایم پیش دانشگاهی بودند . وسط گرامر درس دادن معلم دلم را زدم به دریا پرسیدم :
جمله واره ی اسمی یعنی چه؟
همه همکلاسی های جلو و عقب طوری نگاهم کردند که از سوالم پشیمان شدم و بیشتر توی صندلیم فرو رفتم . جلسه ی بعدش معلم املا گرفت همه ی همکلاسی هایم بیست شده بودند و من ِبچه زرنگِ پر ادعا با تمام تلاشی که کرده بودم شدم 16!اشک ریزان و نالان و با اه و فغان از ان ترم به بعد دیگر زبان سرا نرفتم که نرفتم!

3
اوایل دوران راهنمایی بودم .دایی جان بسی سفارش می کرد که : روزی یک کلمه ی انگلیسی تازه هم یاد بگیری درسال میشود 365 تا و متوسط دایره ی واژگان خود انگلیسی ها اینطور است و ان طور و کتاب داستان سطح بندی شده بخوان و انیمیشن ببین و...
این کار ها را می کردم اما نه از روی اصول و برنامه . یکی از همکلاسی هایم گفت میخواهد برود کانون زبان . دنبال یک نفر اشنا میگردد که باهم بروند. تعریف کرد و کرد و کرد که معلم هایش خوبند و توی کلاس نمیشود فارسی حرف زد و ... تا گفتم بسم الله برویم!
ترم اول 40 نفری بودیم . تاپ شدم با نمره ی98!خوشم امده بود . ادامه دادم.
فیلم و سریال میدیدم و کتاب داستان سطح بندی شده میخواندم و اهنگ های ملایم و قابل فهم بلاد غیر اسلامی گوش میدادم.
دبیرستانی که شدم بدون یک کلمه خواندن زبان مدرسه همیشه کامل میشدم .
کنکوری که شدم سرجمع تست های زبانی که برای تمرین زدم بیستا هم نشد
اما رتبه ی 72 ی کنکور تخصصی زبان شدم و زبان تجربی را 100 زدم .
72 شدن یا 100 زدن کار شاقی نیست فقط اثبات کوچیکی برای یک مسیر تقریبا موفق اند.


4
اگر شما هم از ان هایی هستید که انگلیسی برایتان به اندازه ی چاقو خوردن درد دارد بخوانید :

1-محیط تان را تا میتوانید خارجکی کنید . از زبان گوشیتان گرفته تا اخباری که گوش می دهید .
2- انیمیشن ببینید . در مدح و ستایش انیمیشن دیدن برای یادگیری زبان هرچه بگویم کم است .
3- فیلم و سریال را با اصولش ببینید .
4- کتاب داستان های سطح بندی شده بخوانید .
5 - لطفا اگر اخبار بین هستید زبانش را تغییر دهید . هرچقدر اخبار ناخوشایند را به زبان دیگری بشنوید از شدت ناراحتی شما کاسته می شود !
6- دوست خارجکی یا همان پن پل پیدا کنید .
7- یک تعداد کلمه ی جدید مشخص وبه درد بخور را از یک منبع موثق (!) مثل قرص و دارو روزانه میل کنید .
8- تا میتوانید با کلمات نا اشنا جمله بسازید و از جمله ها در زندگی روزمره استفاده کنید .
9 - برای شروع اگر اهل موسیقی هستید اهنگ های ملایم خارجکی ترجیحا قابل فهم و واضح گوش کنید .
10- اگر وقت و هزینه اش را دارید یا ادم با اراده ای نیستید یا از ان هایی هستید که دلتان پیشرفت سریع میخواهد یک کلاس خوب شرکت کنید . در غیر این صورت سلف استادی هم پسندیده است .
11- یک پارتنر زبانی پیدا کنید . زبان برای ارتباط است اگر کسی رابرای ارتباط نداشته باشید یادگرفتنش خونین تر می شود .
12- نوشتن مطلب ، نامه یا هرچیزی به انگلیسی را تجربه کنید . روزمره نویسی هرچند غلط غلوط به پیشرفتتان کمک میکند. اگر ییکی را پیدا کنید که نوشته هایتان را تصحیح کنید که گلستان می شود .
13- روبروی اینه با یستید با خودتان با صدای بلندحرف بزنید. عمیقا بر روی اسپیکینگ و لهجه شما موثر خواهد بود .
14- دیالوگ های بازیگرها را باخودتان تکرار کنید . هرچه شبیه تر موفقیتتان بیشتر!
15- اپلیکیشن های خوب را پیدا کنید . تکنولوژِی فکر همه چیز را کرده!
16- سایت خوب برای یادگیری از نون شب واجب تر !


5

# انیمیشن و فیلم و سریال دیدن برای یادگیری قاعده و اصول دارد:
اصل اول : چیزی برای دیدن انتخاب کن که حداقل پنج شیش دور بشود دیدش !
دور اول بدون زیر نویس باید گوش داد و نگاه کرد .
دور دوم باید با زیر نویس فارسی دید .
دورسوم با زیر نویس انگلیسی دید و دیالوگ بازیگرها را بلند بلند تمرین کرد و به لهجه شان دقت کرد .
سریالی مثل فرندز راباید برای دور چهارم دیدو اصطلاحاتش را یادداشت کرد و انقدر تکرار کرد که یادگرفت.

# کتاب داستان های سطح بندی شده :
کتابهای سطح بندی شده رااز  اینجا یا اینجا میتونید پیدا کنید یا از کتابفروشی های شهرتون بخرید .
نکته اول :انتشارات پنگوین و اکسفورد و .. کتابهای خیلی خوبی دارن .
 نکته دوم : کتابی مناسب سطح شماست که در هرصفحه حدودچهار تا هفت تا کلمه ی نا اشنا داشته باشه.
کتاب رو یک دور خودتون بخونید .
 دور بعد به فایل ها صوتیش گوش بدید .
دور سوم فقط با اصطلاحات جدیدش جمله بسازید و سعی کنید عباراتش که کلمه ی جدیدی داشته رو گوشه ی ذهنتون برای روز مبادا داشته باشید .

# اخبار دیدن به انگلیسی منبع اصلی یادگیری نمیتونه باشه اما مکمل و سرگرمی و محرک خوبیه!
دیکشنری خوبی مثل تحلیلگران رو توی گوشیتون داشته باشین که فورا در صورتی که لازم شد بهش مراجعه کنید . ( از اینجا میتونی دانلودش کنی)

# سایت های زیادی برای پیدا کردن پن پل یا همون دوست مکاتبه ای هست .

# کتابهای کانون زبان ایران ، 504 واژه، 1100 واژه و... منابع خوبی برای یادگیری کلمات جدیدن .

#اپلیکیشن های خوب زیادی هست که به زودی اینجا لینکشون رو اضافه می کنم .


۰ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰
Cherry blossem

چطورروی کره ی زمین یک شبانه روز36ساعته داشته باشیم ؟

یک هفته مانده به کنکور از دهنم نمی افتاد : کاش روزا 36 ساعت بودن . اخه 24 ساعت کم نیست ؟
البته این عبارت خاص یک هفته ی کنکور نبود . همه ی سال های دبیرستانم وقتی که فشار امتحانات زیاد میشد و هر یک از دبیرها از در کلاس می آمد داخل و شروع می کرد به پرکردن برنامه ی امتحان ماهانه ، اه که از نهادمان برمی امد همین را می گفتیم . اوایل که می گفتند : فرزانه هستید . از پس چند امتحان (مثلا 6 یا 7تا )در روز برنیایید جایتان اینجا نیست . بعد ها جواب هایشان را ارتقا دادند .خواستند مثلا در خور دبیران تیزهوشان جواب بدهند گفتند: ادیسون و ابوریحان بیرونی و نیلز بور و شرودینگر و چه چه همه شان همین 24 ساعت را داشتند . ابن سینا با همین 24 ساعت فیلسوف و پزشک شد .گراهام بل هم در همین 24 ساعت  درهای ارتباط جهان را گشود . تازه ان ها این ها را کشف و اختراع کردند . شما نمی توانید چیزی که قبلا کشف و اختراع شده را هم امتحان بدهید ؟

این روزها دیگر کنکور سراسری ورودی دانشگاه ها برایم تمام شده اما هنوز فکر می کنم کنکور بلیط یک طرفه به بهشت یا جهنم نیست .اگر بخواهم بین تمام خستگی های درس خواندن و استرس و ... یک چیز خوب یاد گرفته باشم  ان هم برنامه ریزی برای 24 ساعت شبانه روزم هست که هنوز هم عادتش با من مانده .

برای کنکوری ها این روزها نام کاظم قلمچی از همه چیز اشنا تر هست . من هم که درس خواندن و برنامه ریزی را از همان اول دوست داشتم . دفتر برنامه ریزی قلمچی را سال اول دبیرستان خریدم و شروع کردم به پرکردن جدول های ساعت مطالعه . جمع ساعات مطالعه ی اخر هفته برایم جذاب بود . بعد از چند سال استفاده، فرم دفتر قلمچی دلم را زد . کنکوری شده بودم و همه چیز ساعت مطالعه نبود . ساعت خواب و کلاس های مدرسه و تایم مطالعه ی غیر درسی و ورزش و غذا و تعداد تست هم برایم مهم شده بود . اوایل هر چقدرش را که می توانستم کنترل کنم میکردم .یادداشت  تعداد تست و ساعت خواب و ساعت مطالعه برایم راحت تر بود . بعدتر هاکاملا  اتفاقی توی یکی از شبکه های اجتماعی چشمم مطلبی را گرفت . متوجه شدم برای یکی از رتبه های کنکور است .
با دیدن برنامه هایش دفتر من هم به روز رسانی شد . برای یک دو هفته همه ی کارهایی که از موقع بلند شدن تا خوابیدن می کردم را با ساعت و دقیقه شان یادداشت کردم . با چک کردن کارها بعد از دوهفته متوجه الگوی خاص روزمره ام شدم . مثلا غذاخوردنم چقدر طول می کشد . چه ساعتی از روزها دوست داشتم زیست بخوانم و معمولا چقدر طول می کشید.همه چیز دستم امده بود . بعد از ان دوهفته خودم برنامه می نوشتم . سالنامه ای داشتم و پیش بینی هایم را برای فردا ، شب قبل مینوشتم .
دفتر های برنامه ریزی زیادی برای خرید هست . از فرم تحصیلی گاج و قلمچی و رنگی رنگی گرفته تا برنامه ریزی های پاپکو و حوض نقره و...
اما از بین همه ی این ها من بولت جورنال را بیشتر از همه چیز برای یک غیر کنکوری(!) ترجیح میدهم . که بعدا درباره ش مینوسم .
اما در نهایت  پیشنهادهایی برای 36 ساعته شدن شبانه روزتان :

1)پیش از خواب بدانید فردا میخواهید چه کارهایی را به ترتیب انجام بدهید .
2) اولویت کارهایتان را بدانید و تایم حدودی برای هرکدام مشخص کنید .
3) انتها های بسته داشته باشید . (یعنی مثلا اگر کنکوری هستید برای زیست خواندن 2 ساعت وقت بگذارید و بدانید راس فلان ساعت باید این تعداد صفحه و تست را تمام کرده باشید .)
4) مناطق خاکستری مغز تان را فراموش نکنید . ( به زبان راحت تر اگر نخواهیم وارد بحث های روانشناسی اش بشویم میشود این که : چندتا کار راباهم انجام ندهید .بی شک وقت بیشتری به نسبت تک تکشان می گیرد.)
5)اگر کنکوری هستید یاد بگیرید که بعضی کارهای غیر ضروری و نامهم تان به بقیه بدهید تا برایتان انجام دهند.
6) سیکل خواب را رعایت کنید . این روزها اپ های زیادی برای تنظیم خواب هست. اگر دوست دارید امتحانشان کنید .(اپلیکیشن sleep cycle را از اینجا ببینید.)
7)کاظم قلمچی می گفت: تا وقتی در اوقات بیداریتان وقت مرده دارید سراغ کم کردن خوابتان نروید .
عین این مطلب را دروبلاگ دوستان متمی هم خوانده ام . دنبال وقت های مرده ی روزمره تان بگردید . شاید چرخ زدن در تلگرام ، تماشای برنامه های تلویزیون ، لایک کردن پست پیج های مختلف اینستاگرام بینشان باشد .
8)یک کاغذ سفید بردارید یا یک فایل ورد باز کنید و فکرهایی که ذهنتان را درگیر می کنند و مانعتان میشود را تایپ کنید.
9)یک تقویم جادار دم دستتان باشد. تمام رخداد ها و واقعه های مهم را یادداشت کنید. مثلا اگر میخواهید برای تولد ماه بعد دوستتان هدیه بگیرید مشخص کنید چه میخواهید و در فواصل خریدتان ان را بخرید تا مجبور نباشید جداگانه برایش وقت بگذارید.
10)نه گفتن را بلد باشید. یک مهمانی غیرمنتظره یا چیزی شبیه ان ممکن است با اهداف بلند و کوتاه مدت شما جور نباشد. غیبت شما به هیچ جای دنیا برنمیخورد.
11) همیشه ساعات خالی در روز و هفته برای کارهای عقب افتاده یا غیر منتظره و... داشته باشید.
12) بولت ژورنال داشته باشید .

این مطلب به روز خواهد شد.
۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰
Cherry blossem